
داستانک1 بازگشت دست پسر ناخواسته روی لینک حرم مطهر کلیک کرد. قبل از اینکه دکمه بازگشت را بزند، تصویر سقاخانه واضح شد. یاد قول و قرارش با آقا افتاد. یاد روزهای تلخ بیمارستان. آقا به قولش وفا کرده بود. دلش لرزید و بغض کرد. برگشت و از تمامی کانالهای 18+ لفت داد. ****** داستانک2 فراری دختر شرم داشت از اینکه نگاهش را سمت گنبد طلا بچرخاند. زانوهایش را بغل گرفته و گوشه ای بغ کرده بود. گاه به کبوترها و گاه به زائرها نگاه میxadکرد که سبکبال توی صحن قدم میxadزدند. مطمئن ب...
ادامه مطلب