
رمان مدیر مدرسه رو تازه تموم کردم. یه چیزایی برای خودم یادداشت کرده بودم که فکر کردم؛ بد نیست همین نوشته هارو تو یه پستی بذارم. شاید به درد شما هم بخوره. ****** رمان مدیر مدرسه، «نوشته ی جلال آل احمد» داستان معلمی است که با سابقه ای دوازده ساله، به مدیریت مدرسه ای در یکی از مناطق دور افتاده ی تهران منصوب می شود. او که به خاطر رهایی از دنگ و فنگ های معلمی و سر و کله زدن با بچه ها، این سمت را پذیرفته، با شروع مدیریتش در یک مدرسه ی دورافتاده و بی امکانات، ماجراهای تازه ای برایش رخ می دهد که درد...
ادامه مطلب
xa0 xa0غمخوار بهجز درد و وفادار به جز درد جز درد که دانست که این مرد چه مردی است از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بیدرد ندانی که چه دردیاست شاید بارها و بارها از جنگ گفتهایم و شنیده ایم و خوانده ایم. اما یقینا عمق فاجعه را مثل کسانی که با پوست و گوشتشان آنرا احساس کرده اند، درک نکردهxadایم. سختی های جنگ و جانبازی یک چیز است و تلخیهای زمان اسارت، یک چیز بسیار فراتر و جانفرساتر. شکنجههای روحی- جسمی از یکسو و طعم تلخ غربت و زندان از سویی دیگر روحxa0 آدمی را آرام آرام در انزوا می خورد و او را ...
ادامه مطلب
بعضی روزها فقط باید منتظر ماند و توکل کرد... ....
ادامه مطلب