وقتی که می نویسم

خرید بک لینک
   باغ های معلق  سایت سازمان تبلیغات   (علی اله سلیمی- نویسنده و منتقد) روایت زندگی یک آزاده زنجانی در اردوگاه تکریتنگاهی به کتاب«پشت تپه های ماهور»؛ خاطرات آزاده فتاح کریمی، تدوین و نگارش: مریم بیات تبارنوشتن درباره حوادث و پیامدهای ناگوار جنگ اگر چه در وهله اول کام خواننده را تلخ می‌کند، اما بی گمان زمینه ای را فراهم می سازد که تلاش و تکاپو برای توسعه صلح پایدار افزایش یابد. در این میان، با توجه به این که خوانندگان هر کتابی را اغلب قشرهای مختلف اجتماعی وقتی که می نویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت وقتی که می نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 5:31

 ممنون از آقای "امیر محمد صمدی" عزیز، به خاطر ذوقی که برای این کار به خرج دادند  ذوقی که  قرض کرده ام  از داستانتان...شب بود حوصله ی هیچ کاری را نداشتم. نه دستم به قلم می رفت ونه دلم هوای خواندن کتابی را می کرد؛ بااین احوال احساس می کردم اگر این گونه شبم را به صبح برسانم حتما چند تار موی سرم سفید خواهم شد.کنار دستم پر از کتاب هایی بود که هر کدام را چندین بار خوانده بودم و دوباره ورق زدن آنها حاصلی نداشت جز احساس تهوع گوشه اتاق چشمم به ماهنامه داخل وقتی که می نویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت وقتی که می نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 5:31

نیاز نویسندگان جوان استان به آموزشنویسنده: ترنم شكوهی خبرنگار همشهری -زنجانتعداد کتاب‌هایی که در سال‌های اخیر مجوز انتشار گرفته‌اند، کم نیستند؛ کتاب‌هایی که گاه مخاطبان کمی دارند و در قفسه‌های کتابخانه‌ها جا خوش کرده‌اند...1394/09/23تعداد کتاب‌هایی که در سال‌های اخیر مجوز انتشار گرفته‌اند، کم نیستند؛ کتاب‌هایی که گاه مخاطبان کمی دارند و در قفسه‌های کتابخانه‌ها جا خوش کرده‌اند. به نظر می‌رسد نویسندگان چنین کتاب‌هایی تنها قصد دارند نام نویسندگی را وقتی که می نویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت وقتی که می نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 5:31

داستانک1 بازگشتدست پسر ناخواسته روی لینک حرم مطهر کلیک کرد. قبل از اینکه دکمه بازگشت را بزند، تصویر سقاخانه واضح شد.یاد قول و قرارش با آقا افتاد. یاد روزهای تلخ بیمارستان.آقا به قولش وفا کرده بود.دلش لرزید و بغض کرد.برگشت و از تمامی کانالهای 18+ لفت داد. ****** داستانک2 فراریدختر شرم داشت از اینکه نگاهش را سمت گنبد طلا بچرخاند. زانوهایش را بغل گرفته و گوشه ای بغ کرده بود. گاه به کبوترها و گاه به زائرها نگاه میxadکرد که سبکبال توی صحن قدم میxadزدند. مطمئن بود دل هیچکدامxadشان اندازه او سیاه و سنگین نیست. دو سال دربه دری، دو سال ولنگاری و رسوایی. خسته شده بود.صدای اذان را که شنید، از جایش بلند شد برود. خودکشی راحت تر از این شرمساری بود. شک نداشت با حضور او، نماز زائرها به آسمان نمی رسد. چند قدمی نرفته بود که دست خادمی از پشت شانه اش را فشار داد.-         بگیر خواهرم. فیش غذای حرمه. شما امشب مهمون آقائید.دل دختر تکان خورد. با تردید فیش را گرفت و نگاهش کشیده شد سمت گنبد طلا. "مریم بیات تبار" وقتی که می نویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت وقتی که می نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:56

مراسم رونمایی از پنج جلد کتاب کودک با حضور جمعی از مسوولان و نویسندگان استان زنجان برگزار شد.در این مراسم از کتابهای داستان«قاصدک خانم» نوشته پریسا کرمی و تصویرگری مریم بابایی، «راز انباری قدیمی» نوشته فاطمه قشمی و تصویرگری سیدکبری حسینی و «صدای پای پاییز» نوشته مریم بیات تبار و تصویرگری معصومه وقتی که می نویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت وقتی که می نویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 19:43

صفحه بندی